تبليغاتX
ازاده
ازاده
قالب وبلاگ

1 www.tavaana.org

امنیت سایبری پیشرفته

برای فعلان سیاسی و اجتماعی ایران

توانا: أموشکده الکترونیکی برای جامعه مدنی ایران

جلسه نخست : امنیت برای فعالان جامعه مدنی.................................................... 2

جلسه دوم : توصیه های ابتدایی برای ارتقاء امنیت سایبری................................. 31

جلسه سوم : امنیت سایبری.............................................................................. 21

جلسه چهارم : دور زدن فیلترینگ......................................................................... 13

جلسه پنج: امنیت برای شبکه های اجتماعی Social networking 34........................

جلسه ششم : امنیت برای تلفن همراه و Smartphone 31.......................................

2 www.tavaana.org

جلسه نخست : امنیت برای فعالان جامعه مدنی

مفاهیم عمومی :

امنیت یک فعال و کنشگر مدنی ، تضمین ادامه فعالیت با پرداخت کمترین هزینه است. موارد زیر هر یک جنبه هایی

از حفظ امنیت فعالان مدنی را شامل می شوند :

اطلاعات:

حفظ امنیت اطلاعات بخشی از امنیت فعالیت مدنی است. اطلاعات می تواند نام و مشخصات فعالان عضو

یک گروه، گزارش جلسات ، اسامی حاضرین در گردهم آیی ها، استراتژیها و تاکتیک های فعالیت مدنی و

به طور خلاصه هر نوع داده ای باشد که دستیابی دستگاههای حکومتی به آن موجب توقف تضعیف -

فعالیتها و یا بازداشت و ارعاب فعالان مدنی خواهد شد.

ارتباطات:

امنیت ارتباطات ، تضمین ارتباط فیزیکی و یا مجازی میان فعالان مدنی است. تضمین عدم شنود

دستگاههای امنیتی در جلسات، مکالمات تلفنی و یا کامپیوتری گام مهمی در جلوگیری از نفوذ ناخواسته

به حیطه فعالیت مدنی است.

فیزیکی :

امنیت فیزیکی ، حفظ امنیت جانی و مالی اشخاص، حفظ اموال و تجهیزات تشکل مدنی از قبیل خودرو،

کامپیوتر، وجوه نقد و تلفنهای سیار است.

توصیه های کاربردی :

بر خلاف تصور رایج ، ویروسهای کامپیوتری، برنامه های جاسوس و یا دستگاههای پیچیده استراق سمع

بزرگترین تهدید امنیت سازمانهای مدنی نیستند. تهدید شماره یک هر فعال مدنی ، عملکرد اشتباه و

خطاهای خواسته و ناخواسته خود اوست. ما غالبا با سهل انگاری زمینه نفوذ و تهدید را برای سازمانهای

امنیتی فراهم می آوریم. آموزش مفاهیم و اصول امنیتی گام نخست تضمین امنیت فعالیت مدنی است.

طراحی ساختار امنیت برای فعالان جامعه مدنی :

نخستین گام در تضمین امنیت هر تشکل مدنی طراحی ساختار امنیتی است. این طراحی با استانداردهایی نظیر

لایه بندی ، طراحی شبکه و حیطه بندی امنیتی صورت می پذیرد. رعایت قواعد ذیل در طراحی ساختار امنیتی

ضروری است :

امنیت رویه ای از پیش نوشته شده نیست ، تامین امنیت یک سازمان مدنی در روسیه یا ونزوئلا با تامین

امنیت تشکلی شبیه آن در جمهوری اسلامی ایران تفاوت دارد. سازمانهای سرکوب در این سه کشور

طبیعت، ساختار و علائق متفاوتی دارند. اهمیت حیاتی حفظ اسرار زندگی خصوصی عاطفی افراد در

ایران از دید سازمانهای پلیسی با دو کشور دیگر قابل مقایسه نیست.

علیرغم نکته بالا، قواعد سراسری و دیرپایی برای امنیت وجود دارند. حیطه بندی اطلاعاتی یکی از این

قواعد است. همه کس لازم نیست همه چیز را بدانند حتی اگر دوستان نزدیک یا افراد قابل اعتماد باشند.

3 www.tavaana.org

طراحی ساختار مناسب امنیتی ربطی به توهم و تئوری توطئه ندارد. سخت گیری امنیتی و محکم کاری

هرگز ضرر ندارد اما برخورد توام با شک و توهم با همه جوانب فعالیتهای مدنی سیاسی به دلسردی

فعالان خواهد انجامید. هنر طراحی امنیتی ایجاد بالانس بین امنیت حداکثری با جلوگیری از درغلطیدن به

ورطه توهم انگاری است.

امنیت امری ایستا ودائمی نیست. روندهای امنیتی می بایستی مداما چک و به روزرسانی شوند. در داخل

سازمان مدنی شما فرد یا افرادی بایستی مامور شوند تا به طور آزمایشی سیستم امنیتی شما را چک ک

کرده و برای نفوذ و رخنه در حصارهای امنیتی شما تلاش نمایند. همچنین پیش از بکارگیری و استفاده از

تکنولوژیها و امکانات فنی جدید می بایستی مخاطرات امنیتی این ابزارها مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد.

شفافیت ، صداقت و صراحت به معنای افشای همه اطلاعات برای همه اعضا نیست. هر عضو تنها مجاز به

آگاهی از بخشی از اطلاعات شبکه مدنی است. به طور مثال نوعی از طراحی شبکه به شکل موسوم به

Panopticon آرزوی دستگاههای امنیتی است، طراحی Panopticon یکی از اعضاء که می تواند نفوذی

باشد، به دلیل ساختار حلقوی شبکه همه اعضاء را یک به یک مشاهده می کند. درست به همین خاطر

است که برای مراقبت از زندانیان از ساختارهای شبیه Panopticon استفاده می شود چون یک زندانبان تک

تک زندانیان را مشاهده و کنترل می کند. در طراحی شبکه ای نهادهای مدنی بهتر است اعضاء یا به

اصطلاح زیرشاخه های ، پشت سرشاخه خود مخفی و ساختار درختی شبکه تنها امکان آشنایی با

سرشاخه و زیرشاخه های مستقیم یک فرد را می دهد. برای روشن شدن این موضوع فعال مدنی را در

نظر آورید که به هنگام بازجویی تنها نام سه فعال دیگر را می داند در مقابل فعال دیگری که نام همه

اعضای گروه را در حافظه خود حمل می کند.

توصیه های کاربردی:

لزومی ندارد که حتی مورد اعتمادترین افراد ، همه چیز را بدانند. لزومی ندارد که اعضای شبکه ، خصوصا

اعضای تازه وارد اعضای دیگر و رهبران شبکه را بشناسند.

از گفتن مسائل غیرضروری خودداری کنید. انتقال اطلاعات حساس به افراد، لطف و شفافیت نیست. ایجاد

ریسک و خطر برای ایشان است. پیش از انتقال مطالب حساس و مشکل زا، تصور کنید که افشای هر مورد

از این اطلاعات چه میزان خطرآفرین خواهد بود. توجه خود را معطوف بدترین سناریوی افشای اطلاعات کنید.

اتکا به این باور که انشاءالله اتفاقی نخواهد افتاد بی اعتنایی به واقعیات است.

در فرهنگ ایرانی، این رودربایستی است که به تهدید امنیتی فعالان مدنی می انجامد. افراد به خاطر

رودربایستی و پرهیز از ناراحت کردن دیگران به سوالات نامربوط ایشان پاسخ می دهند و اطلاعاتی

غیرضروری را منتشر می کنند.

امنیت در مدیریت اطلاعات حساس

اطلاعات حساس مواردی این چنین را شامل می شوند :

لیست اعضاء ، آدرس، شماره تلفن و دیگر مشخصات اعضاء

صورتحسابهای مالی و کمک کنندگان

برنامه های آینده کمپین

تاکتیک های کمپین

نام و مشخصات تماس روزنامه نگاران مرتبط با کمپین

منابع خبری کمپین

صورتجلسات، گزارش گردهمآیی ها، نام شرکت کنندگان در گردهم آییها

طراحی ذخیره سازی و نگهداری از اطلاعات یک کمپین پاسخ به سوالات مشخص ذیل است:

4 www.tavaana.org

-1 موارد فوق چگونه ذخیره سازی و نگهداری می شوند؟

ذخیره سازی آفلاین ) به طور مثال فلش دیسک، اپتیکال درایو، سی دی یا هارد دیسک(

ذخیره سازی آنلاین ) استفاده از فضای مجازی به عنوان هارد دیسک (

ذخیره سازی فیزیکی ) استفاده از کاغذ، پرینت و یا یادداشت(

ذخیره سازی سایبری و یا فیزیکی هر یک مزایا و معایب خاص خود را دارند. به خاطر داشته باشید که در تمام موارد

فوق وجود نسخه پشتیبان یا Backup مخفی در نقطه ای امن ضروری است و نکته دیگر آنکه در شرایط خاص

کشوری مانند ایران ذخیره سازی سایبری در صورت آشنایی کامل مجریان آن با امنیت سایبری پوشش امنیت

بیشتری از ذخیره سازی فیزیکی را فراهم می آورد.

اطلاعات ذخیره سازی شده سایبری را می توان با نرم افزارهای ایمن نظیر truecrypt رمزگذاری کرد. قبل از انتخاب

هاست و یا هارد دیسک مجازی می توان از میزان اطمینان و امنیت آن اطمینان حاصل کرد. بسیاری از ارائه

دهندگان سرویس ذخیره سازی آنلاین و ایمن اطلاعات، به صورت خودکار امکان تهیه نسخه پشتیبان یا Backup

اطلاعات شما را فراهم می آورند.

استفاده از سرویسهای آنلاین ذخیره مجازی برای افراد مبتدی و ناآشنا با امنیت کامپیوتری توصیه نمی شود. اگر

مسئول ذخیره سازی اطلاعات شما از کامپیوتر کاملا امنی برای ارسال اطلاعات به سایت ذخیره سازی آنلاین

استفاده نکند، نهادهای امنیتی و خرابکاران می توانند با نفوذ به این کامپیوتر، شناسه و پسورد دستیابی به

اطلاعات آنلاین را به دست آورند. یکی از مزایای دیگر سرویسهای ذخیره سازی آنلاین اطلاعات وجود این امکان

است که با در اختیار قراردادن ایمیل صاحب اکانت و پسورد به عضوی از شبکه که خارج از ایران سکونت دارد می

توانید از او بخواهید بلافاصله در صورت احتمال بازداشت شما، پسورد و ایمیل اکانت را تعویض نموده امکان

دسترسی اطلاعات توسط فرد بازداشت شده و تحت فشار را از بین ببرد.

2 دقیقا چه افرادی به چه میزان از اطلاعات فوق دسترسی دارند؟

همانطور که پیشتر توضیح داده شد دسترسی یک فرد به تمام اطلاعات تهدید امنیتی تلقی می شود،در طراحی

ساختار امنیتی باید رد پایی از افراد مجاز در دسترسی به اطلاعات بر جای ماند. دسترسی به اطلاعات توسط افراد

مجاز باید جایی ثبت شود تا با کنترل دقیق آن دسترسی غیرمجاز و تلاش برای نفوذ به اطلاعات سریعا آشکار گردد.

چه کسانی به اطلاعات دسترسی دارند؟

هر کدام از این افراد به چه میزان از این اطلاعات قابلیت دستیابی دارد؟

آیا دسترسی، مرور، پرینت و یا دانلود اطلاعات ثبت می شود؟

توصیه های کاربردی :

حتی اگر تمام موارد بالا رعایت شود و به طور مثال مدیر داوطلبان سازمان مدنی A با شناسه و پسورد

خود وارد سیستم شده و برخی از لیستها را پرینت گرفته باشد، شما هیچگاه به طور صددرصد از امنیت این

دسترسی مطمئن نیستید، مثلا ممکن است فردی با قرارگرفتن پشت سر ایشان شناسه و پسورد او را به

خاطر سپرده باشد یا دستگاههای کنترل و استراق سمع با نصب دوربین مدار بسته و زوم روی صفحه کلید

پسورد او را به دست آورده باشند. اگر پسورد و شناسه روی یک فلش دیسک ذخیره شده باشد ممکن

است فردی آن فلش دیسک را دزیده باشد و غیره.

هر اندازه فعالان و کارمندان نهاد مدنی شما به مرکز ذخیره سازی اطلاعات نزدیکتر باشند درجه آسیب

پذیری امنیتی ایشان بالا خواهد رفت. هرگز افراد تازه وارد و داوطلب را در مشاغلی مانند متصدی کامپیوتر،

5 www.tavaana.org

زیراکس، فکس و یا برای از بین بردن کاغذهای دور ریختنی استخدام ننمایید. کامپیوترهای سازمان مدنی از

حساس ترین و آسیب پذیرترین اجزاء فعالیت شما می باشند.

سه نکته بسیار حائز اهمیت :

دستگاههای امنیتی و پلیس سیاسی در جمهوری اسلامی ایران به شدت درباره توانایی های تکنولوژیک

خود اغراق می کنند. آنان ادعا می کنند قادرند به ایمیل همه افراد وارد شوند، همه مکالمات تلفنی و

کامپیوتری میلیونها شهروند را به صورت همزمان ضبط کنند و خلاصه هیچ تحرکی از دید آنان پوشیده

نیست. گزافه گویی های فوق فقط برای ارعاب شهروندان صورت می پذیرد. تجربه نشان می دهد که

استفاده پلیس از روشهای مهندسی اجتماعی و فریب ساده افراد و فعالان بیش از امکانات تکنولوژیک

موجب تهدید امنیتی کنشگران مدنی است.

دستگاههای امنیتی دائما ادعای نفوذ به حلقه فعالان مدنی مخالف را تکرار می کنند. این نیز با هدف ارعاب

کنشگران و ایجاد فضای بدبینی و بی اعتمادی صورت می گیرد. به طور مثال تلفنهای همراه منبع طلایی

سازمانهای اطلاعاتی در ایران برای شنود جلسات منتقدان سیاسی می باشند. فعالان ایرانی در هنگام

جلسات خود ، بعضا حتی تلفنهای همراه خود را روشن نگاه داشته و به ندرت باطری آن را خارج می نمایند.

دستگاههای اطلاعاتی ایران اطلاعات به دست آمده از راه شنود تلفن را از زبان یکی از حاضرین بدون نام

جلسه، در رسانه های خود منتشر می نمایند. این عمل به شک و سوءظن حاضرین جلسه به یکدیگر

خواهد انجامید.

دستگاههای امنیتی مرتبا به اماکن فعالان مدنی دستبرد می زنند. در این سرقتها کیف، کامپیوتر، پوشه و

یا گاوصندوق نهاد مدنی گشوده و وجوه یا مدارکی به سرقت می روند. سرقت چندباره انجمن صنفی

روزنامه نگاران ایران، کیفهای همراه اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یا جبهه مشارکت

نمونه ای از این تاکتیک است. تاکتیک فوق جدای از استفاده روانی و ارعاب، در ظاهر به دنبال القای

عملیات جستجوی اطلاعات است. حال آنکه غالبا قصد دسترسی به اطلاعاتی خاص در نظر نیست و تنها

به ارعاب و زحمت انداختن تشکل مدنی قربانی پرداخته می شود. سازمانهای امنیتی به هنگام جستجو

برای اطلاعات روشهای کم سر و صداتری از سرقت علنی را به کار میبرند.

6 www.tavaana.org

تهدیدهای سایبری

رواج استفاده کامپیوترهای شخصی از دودهه پیش تا امروز، در عین مزایای بی شمار حامل خطرات و تهدیدهای

جدی برای کاربران بوده است. کاربران کامپیوترهای شخصی، خصوصا پس از معرفی اینترنت و شبکه جهانی وب

همواره در معرض خطراتی متفاوتی با هدف سرقت اطلاعات شخصی، هویت و داده های مالی قرار گرفته اند .

گروههای جنایتکار اینترنتی متشکل از ماجراجویان ساده گرفته تا افراد و گروههای سازمانیافته، دولتهای سرکوبگر و

سازمانهای تروریستی هر روز بر تنوع و پیچیدگی شیوه های خود در حمله علیه کاربران کامپیوترهای شخصی افزوده

اند. در عین حال فن آوری حفاظت از کامپیوترهای شخصی در برابر این تهدیدات نیز دانشی در حال پیشرفت است.

شرکتهای تولید کننده سخت افزار، نرم افزار و ارائه دهندگان سرویسهای آنلاین به مدد شبکه گسترده ای از کاربران

و همچنین تجربه دو دهه دفاع در برابر حملات اینترنتی، هر روز فرآورده ها و سرویسهای مطمئن تری ارائه می

دهند. دولتها در جهان آزاد نیز به یاری کاربران کامپیوترها آمده با وضع و اصلاح قوانین مربوط به جنایات سایبر، هرزه

نگاری و دیگر حملات. عرصه را بر انتشار دهندگان این تهدیدات تنگ تر کرده اند چنانکه بسیاری از جنایتکاران اینترنتی

ناچار از فعالیت در مناطقی گردیده اند که از فقدان دولت منتخب و کارآمد رنج می برند .

تهدیدات کامپیوتری می توانند حاصل عملیات یک یا چند منبع ذیل باشند:

هکرها و ماجراجویان کامپیوتری : آپریل 2002 انتشار ویروس Sasser توسط نوجوان 11 ساله آلمانی Sven Jaschan

باندهای جنایت سازمان یافته کامپیوتری

2007 تا 2002 ، کشف باند صدنفره سرقت اطلاعات و وجوه بانکی در ایالات متحده و مصر

گروههای خرابکار مرتبط با دولتهای غیرآزاد

حملات اینترنتی گروههای مرتبط با روسیه علیه دولت استونی 2001 و گرجستان 2002

سازمانهای اطلاعاتی دولتهای سرکوبگر

، حملات اینترنتی علیه سایتهای بالاترین، توییتر و هزاران حمله دیگر توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 2002

کشف شبکه ارواح Ghost net ، جاسوسی اینترنتی احتمالا توسط دولت جمهوری خلق چین از دولت تبت در تبعید و

صدها سفارتخانه، سازمان و شخص، راه اندازی سایت جاسوسی اینترنتی گرداب توسط سپاه پاسداران انقلاب -

اسلامی ایران

طبقه بندی خرابکاران و جنایتکاران سایبر

کارشناسان روشهای مختلفی را برای طبقه بندی، افراد و یا گروههای تولید کننده تهدیدات سایبر به کار برده اند.

یک روش نسبتا قدیمی خرابکاران را به سه گروه : مبتدی، نسبتا حرفه ای و الیت یا نخبه تقسیم بندی می کند. در

طبقه بندی های جدیدتر نظیر طبقه بندی Donn Parker افراد بر اساس انگیزه شان از خرابکاری، نفوذ و یا سرقت

اینترنتی به هفت گروه افراز می شوند :

خرابکاران با انگیزه شیطنت و بدجنسی

گروهها یا افرد هکر با انگیزه کنجکاوی و یا شیطنت

گروهها یا افراد هکر با انگیزه تخریب و نابودی، لذت از ویرانی و اخلال

افرادی که به دلیل نومیدی از راهکارهای قانونی اطلاعات یا اعمال مورد نظر خود را با خرابکاری سایبری به

دست می آورند

خرابکاران حرفه ای سایبر، به صورت حرفه ای و مانند شغل دارای انگیزه مالی، به خرابکاری سایبری می

نگرند

فعالان تندرو و افراطی، که بدلیل تعلق به یک گروه یا عقیده سیاسی، مذهبی، اجتماعی اقدام به

خرابکاری می کنند

7 www.tavaana.org

افراد نامتعادل و بیمار به لحاظ روانی ، که به دلیل مشکلات روحی درونی اقدام به اعمال ضداجتماعی در

حوزه سایبر می نمایند

علاوه بر افراد و گروههای تبهکار در سالهای گذشته، دولتهای سرکوبگر، حکومتهای حامی تروریسم و سازمانهای

تروریستی نیز به صورت فزاینده ای وارد جنگهای سایبری شده اند. در ماه مارچ سال 2010 ، وزیر فرهنگ و ارشاد

رسما تعلق ارتش سایبری به سپاه پاسداران ،» هم آیش 2 ماه جنگ اینترنتی « اسلامی ایران در کنفرانسی به نام

انقلاب اسلامی ایران را تایید کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز به نوبه خود با تاسیس سایتی به نام گرداب

خواستار همکاری کاربران اینترنت و جذب فعالان جوان برای مشارکت در پروژه های جنگ سایبری سپاه گردید. گرچه

در جریان برخورد با سایتهای اینترنتی، تنها از شیوه های سایبری استفاده نشد و شیوه هایی چون شکنجه، حبس

انفرادی طولانی مدت، تهدید به اعدام و قتل اعضای خانواده نیز علیه فعالان ایرانی سایتهای اینترنتی به کار گرفته

شد.) 3 )

پدیده دیگر قابل مشاهده تبدیل فعالان اینترنتی تحت فشار به بازجویان و تبهکاران اینترنتی است. در سال 2003

با ارسال ایمیلی با من تماس گرفته و خواستار » پیام فضلی نژاد « میلادی روزنامه نگار و فعال اینترنتی به نام

گفتگوی تلفنی شد. پس از رد این درخواست، اخبار منتشره در رسانه های ایران نشان داد. فضلی نژاد پس از

بازداشت، روند همکاری با بازجویان را آغاز کرده بیش از 6 سال است در یک مجموعه نبرد علیه وبلاگها، رسانه های

و چهره های سیاسی منتقد فعالیت می نماید. او همچنین عملیات تخریب فعالان اینترنتی را در قالب انتشار

یادداشتهایی در روزنامه کیهان و کتبی چون : شوالیه های ناتوی فرهنگی پی گرفته است .

روشهای غیرتکنیکی نفوذ و اخذ اطلاعات

جنایتکاران عموما برای کسب اطلاعات و یا نشر اطلاعات آلوده خود، از روشهای تماما تکنیکی و سایبر استفاده نمی

کنند. در بسیاری از موارد فرد یا افراد هرچند درستکاری از داخل مجموعه شما، نردبان دستیابی جنایتکاران به

اطلاعات و داده ها می شوند.در سال 2010 خرابکاران ارتش سایبری سپاه، عملیات هک رادیو زمانه رادیوی

فارسی زبان مستقر در هلند را همزمان با چت Gmail با یکی از کارمندان آن رادیو جلو می بردند .

در اینجا برخی از روشهای معمول مورد استفاده خرابکاران برای دسترسی به اطلاعات شما را توضیح می دهیم .

مهندسی اجتماعی

مهندسی

[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 0:17 ] [ حمیدرضا ] [ ]
داستان سوم من در مورد مرگ است.
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر رو...ز وقتی که من توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر داشتن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند. حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم ...
من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است!

مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه‌ی ماست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید.
هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند. و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

موقعی که من سن شما بودم یک مجله‌ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می‌شد که یکی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود. این مجله مال دهه‌ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از اینکه گوگل وجود داشته باشد.
در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه‌ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود
Stay Hungry, Stay Foolish
این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می‌کردند.
و این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که من برای شما می‌کنم.
[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 12:59 ] [ حمیدرضا ] [ ]

قطع برخی پروتکل‌های نرم‌افزاری در ایران نگرانی‌هایی را از ارتباط این موضوع با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات (اینترانت) ایجاد کرده است. این پروتکل‌ها برای ساخت شبکه‌های خصوصی مجازی (وی‌پی‌ان‌ها) و فیلترشکن‌ها کاربرد دارند.

کاربران اینترنت در ایران از قطع پورت PPTP در ایران و انسداد راه‌اتصال به VPN در سراسر کشور خبر می‌دهند. این کاربران می‌گویند، دو هفته پیش از این نیز پورت L2PT توسط دولت جمهوری اسلامی برای مدتی بسته شده بود. این پروتکل هم اکنون نیز مسدود است.

پورت، محلی است برای ورود و خروج داده‌ها. به هر پورت نرم‌افزاری عددی اختصاص داده می‌شود. هر کدام از پورت‌ها کار خاصی انجام می‌دهند مثلا پورت ۲۵ مخصوص ارسال ایمیل است و پورت ۱۱۰ برای دریافت آن و پورت ۸۰ یا HTTP برای دسترسی به صفحه‌های اینترنتی.

در صورتی که خدمات‌دهنده‌ی سرویس اینترنت و یا شرکت زیرساخت، پورت‌های ۲۵ و ۱۱۰ را مسدود کند، امکان دریافت و یا ارسال ایمیل ممکن نخواهد بود. در صورت مسدود کردن پورت ۸۰ امکان استفاده از اینترنت غیرممکن است.

پورت PPTP یا Point-to-Point Tunneling Protocol برای ساخت شبکه‌های خصوصی مجازی (VPNs) مورد استفاده قرار می‌گیرد. مسدود کردن این پورت امکان استفاده از وی‌پی‌ان‌ها را غیر ممکن می‌کند. L2PT یا Layer 2 Tunneling Protocol و SSTP یا Secure Socket Tunneling Protocol نیز کاربرد مشابهی دارد.

بستن SSTP موجب از کار افتادن نرم‌افزارهای فیلترشکنی همچون فری‌گیت، اولتراسورف و تور نیز خواهد شد. این فیلترشکن‌ها از این پروتکل استفاده می‌کنند و استفاده از آنها در میان کاربران فضای مجازی در درون ایران بسیار متداول است.

نگرانی از راه‌اندازی اینترانت به جای اینترنت


رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی ایرانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی ایرانکاربران فضای مجازی در درون ایران با نگرانی بسته شدن این پورتکل‌ها را دنبال می‌کنند. یکی از این کاربران می‌نویسد: «به نظر می‌رسد که اجرای طرح اینترانت به جای اینترنت آغاز شده است.»

طرح اینترانت چند سالی است که مورد توجه مسوولان جمهوری اسلامی قرار گرفته است. پیش‌تر رضا تقی‌پور‌، وزیر ارتباطات و فن‌آوری ایران اعلام کرد که «فاز اول اینترنت ملی (اینترانت) امسال به بهره‌برداری خواهد رسید. وی می‌گوید که محقق شدن طرح اینترنت ملی نیازمند هماهنگی بین همه دستگاه‌های اجرایی برای تولید محتوا است.»

این وزارت‌خانه تصریح کرده ‌بود «از آنجا که راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات جزء تکلیف دولت طبق برنامه پنجم توسعه است، این شبکه در فازهای مختلف در طول برنامه پنجم توسعه به بهره‌برداری خواهد رسید.»

مسئولان دولتی تصریح می‌کنند که با وجود شبکه ملی اطلاعات (اینترانت)، پهنای باند مورد نیاز داخل از پهنای باند دسترسی به شبکه جهانی اینترنت تفکیک خواهد شد و بدین ترتیب محدودیت سرعت دسترسی به اینترنت نیز برداشته می‌شود.

اینترانت به شبکه‌ای گفته می‌شود که بصورت محلی کار می‌کند. کار یک شبکه‌ی اینترانت می‌تواند در سطح یک سازمان یا یک کشور محدود باشد. به عنوان نمونه دفا‌تر فروش بلیط‌های هواپیما‌ها و قطار در ایران از اینترانت ساخته‌ی خود استفاده می‌کنند. بسیاری از دانشگاه‌های ایران نیز شبکه‌ی اینترانت خود را برای مدیریت و استفاده از اطلاعات تحصیلی دانشجویان دارند.

اینترانت، یک شبکه‌‌ی داخلی است که راه به شبکه‌ی جهانی اینترنت ندارد.

Bildunterschrift: "شبکه‌ی ملی اطلاعات" که در ایران طراحی شده شبیه به این نمودار عمل می‌کند. ارتباط مستقیم با شبکه جهانی اینترنت به طور مستقیم امکان‌پذیر نخواهد بود. فقط طریق یک اینترانت داخلی که "شبکه ملی اطلاعات" نامیده می‌شود می‌توان به شبکه‌ی جهانی دست یافت. بدین گونه اطلاعات کاربران می‌تواند به شدت کنترل شود و راه دسترسی به بسیاری سایت‌ها مسدود گردد.



"شبکه‌ی ملی اطلاعات" (یا آنگونه که برخی مسولان جمهوری اسلامی به اشتباه آن را "اینترنت ملی" می‌نامند)، شبکه‌ای بومی و متشکل از مراکز داده ملی، زیرساخت‌های ارتباطی و سرویس‌های نرم‌افزاری است که در سراسر ایران مستقر خواهد شد و خدمات دولت الکترونیکی و سرویس‌های رفاهی و اجتماعی را از طریق بستر فیبر نوری و با پهنای باند حداقل ۱۲ مگابیت بر ثانیه به مردم ایران ارائه خواهد کرد.

کار‌شناسان می‌گویند این شبکه مستقل از اینترنت جهانی عمل کرده اما به آن متصل است تا کاربران علاوه بر دریافت خدمات ملی از طریق شبکه‌ی ملی اطلاعات، بتوانند از خدمات اینترنت جهانی نیز بهره‌مند شوند.

اما کاربران فضای مجازی و فعالان حقوق بشر می‌گویند این احتمال وجود دارد که حکومت ایران برای کنترل بیشتر بر فضای مجازی از این شبکه استفاده کند.

در چند سال اخیر شبکه‌های مجازی همچون فیسبوک در برنامه‌ریزی برای اعتراضات سیاسی و مدنی علیه عملکرد حکومت ایران و همچنین نسبت به اطلاع‌رسانی در مورد نقض حقوق شهروندان ایرانی و سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مدنی نقش بسیار پررنگی داشته‌اند به نحوی که مسوولان امنیتی این شبکه‌ها را به تلاش برای براندازی حکومت متهم کرده‌اند.

نویسنده: مهدی محسنی
تحریریه: داود خدابخش

[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 14:0 ] [ حمیدرضا ] [ ]

فرارو- در پیاده‌رو که قدم می‌زنی چهره‌های غمگین، افسرده و عصبانی تکرار می‌شوند. کمتر کسی می‌گذرد که به رویت لبخند بزند. از هر که سوال کنی، در توجیه اندوهش چندین و چند دلیل می‌آورد. تفاوت ندارد از کدام قشر و گروه باشند؛ به هر حال یا شاد نیستند یا شادی‌هایشان کوتاه و زودگذر است. در طول سال‌ها، درگیری اقشار مختلف مردم و به‌ویژه جوانان با این امر، منجر به آسیب‌های اجتماعی مهلکی همچون اعتیاد و خودکشی شده و جامعه را به سمت خشونت‌ پیش برده است.

به گزارش فرارو؛ همواره کارشناسان بر نقش شادی در سلامت روان جامعه تأکید کرده‌اند؛ در حالی که اجتماع امروز ما چنان از شادمانی فاصله گرفته، که این حلقه مفقوده در خاطرات مردم بیشتر یافت می‌شود تا حقیقت زندگی آن‌ها.

یک جامعه‌شناس دلیل نبود شادی در ایران را مربوط به فرهنگ می‌داند؛ فرهنگی که منحصر به دیروز و امروز نیست و سال‌هاست از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. امان‌الله قرایی بر این باور است که مصایب تاریخی ایرانیان، از لشگرکشی و تجاوزات گرفته تا حمله و غارت، همگی سبب شده‌اند تا مردم این سرزمین رفته رفته روحیه شاد خود را از دست داده و در لاک غصه فرو روند.

وی همچنین گفته است: «آب‌پاشی جوانان نشان می‌دهد، جامعه تشنه شادی است و مسؤولان باید زمینه‌ای برای شاد بودن جوانان فراهم کنند.»

اما مصطفی اقلیما، آمار روزافزون بزهكاری، طلاق، دختران خیابانی، كودك آزاری و اعتیاد را دلیلی می‌داند که مردم نتوانند احساس شادی و آرامش کنند.

رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران در میزگردی در این‌باره گفته است: «در جامعه‌ای كه اكثر مردم حتی از حداقل امكانات رفاهی و معیشتی برخوردار نیستند، ما چطور می‌توانیم توقع داشته باشیم، كه حضور شادی را در آن احساس كنیم. مثلا جوانی كه فارغ‌التحصیل شده و مدت‌ها به دنبال شغل بوده، شادی را در یافتن كار می‌بیند؛ در حالی كه همین جوان وقتی كار پیدا می‌كند هم شاد نیست، چرا؟ چون امنیت شغلی ندارد، چون می‌داند هر لحظه امكان دارد كارش را از دست بدهد، به همین خاطر حتی با داشتن شغل هم نمی‌تواند شاد باشد.»

اقلیما، فشار اقتصادی را که سبب شده کمر مردم زیر بار تورم خم شود و همچنین عدم اجرای قوانین و ضوابط در جامعه را موجب غم‌زدگی و افسردگی مردم می‌خواند که امید به زندگی را هر روز كمتر و كمتر می‌کند.

مدیر كل دفتر آسیب‌دیدگان اجتماعی نیز نبود مدیریت شادی در کشور را مطرح کرده است؛ چرا که بر اساس آمار وزارت بهداشت 34 درصد مردم تهران به یكی از انواع اختلالات روانی و برخی نیز به چند نوع اختلال روانی دچارند. در حالی که اکثر کارشناسان كاهش شادی در جامعه را از مهم‌ترین علل بروز این اختلالات می‌دانند.

بر اساس نظر کارشناسان روان‌شناسی، نوع شادى كردن بین برخى از مردم بسیار سطحى و زودگذر شده است؛ به گونه‌اى كه آن‌ها بعد از تمام شدن لحظه‌هاى شادى، باز هم در غم خود فرو مى‌روند.

شادترین مردم دنیا
چندی پیش، یکی از رسانه‌های انگلستان یک نظرخواهی را مطرح کرد که نتایج آن نشان می‌داد 81 درصد از مردم انگلیس به جای افزایش ثروت، از دولت توقع دارند که زندگی شادتری برایشان فراهم کند. به دنبال این اتفاق دانشگاه لیسستر پروژه‌ای با هدف رتبه‌بندی کشورها از نظر شادی مردمشان تعریف کرد.

در این رده‌بندی دانمارک به عنوان شادترین كشور دنیا انتخاب شده و دلیل آن چنین ذکر شده است: ثبات سیاسی، عدم وجود خط فقر در جامعه، عدم وجود بیکاری، فرهنگ کاری راحت و بی‌تنش، خانواده های محکم و آمار طلاق بسیار پایین، سرویس‌های دولتی خدمات اجتماعی، بیمه همگانی، مدارس و دانشگاه‌های رایگان با کیفیت آموزشی مناسب، هویت اجتماعی مشخص برای جوانان، طبیعت بکر و معماری شهری زیبا، آلودگی محیط زیست ناچیز، میزان جرم و جنایت ناچیز، امکانات شهرنشینی با کیفیت بسیار بالا، امکان ورزش‌های نزدیک به طبیعت مانند کوهنوردی، اسکی و سوارکاری برای همه.

دانمارک پنج و نیم میلیون نفر جمعیت دارد و شانس زندگی در آن بیش از 87 سال است. رتبه دوم برای کشور سوئیس است که جمعیت آن پنج ‌و هفت‌دهم‌ میلیون نفر است و شانس زندگی 85 سال. کشور بعدی اتریش است که تعداد مردمش دو و هشت ‌دهم‌ میلیون نفر است و امید به زندگی تا سن 79 سالگی ادامه دارد. کشور چهارم ایسلند با سیصد هزار نفر است. شانس زندگی در ایسلند 80 سال برآورد شده است. پنجمین کشور باهاما، با سیصد و پنج هزار نفر و شانس زندگی بیش از 66 سال است. کشورهای بعدی به ترتیب فلاند، سوئد، بوتان، برونئی و کانادا هستند.

در رده‌بندی دانشگاه لیسستر ایران از بین 220 کشور، در جایگاه 202 قرار گرفت. موسسات و مراکز دیگری نیز رتبه‌بندی‌های مشابه دیگری ارائه داده‌اند که باز هم ایران در آن‌ها جای مطلوبی ندارد.

به نظر کارشناسان، نبود شادی در جامعه نه تنها سبب افزایش اقدامات خشونت‌بار شده، بلکه باعث شده هر هفته ۵ هزار نفر از ایران به آنتالیا، ارمنستان، مالزی و ترکیه مسافرت کنند. این درحالی است که در کشور ایران جاذبه‌های گردشگری فراوانی وجود دارد. از سوی دیگر گسترش شادی در جامعه، آن قدر كه آسیب‌ها و بزه‌های اجتماعی برای جامعه هزینه دارند، هزینه‌بر نیستد؛ از این رو می‌توان با رعایت قوانین حاكم برجامعه، به آسانی زمینه‌های لازم برای شادمانی را فراهم نمود.

[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 4:41 ] [ حمیدرضا ] [ ]
مرگ هم حادثه ها را می خواند
حیله گری رمز موفقیت نامردان است
و قانون بشر زحمت بد بختان
آسمان هم این جا قلابی است
چه رسد دیدن زن های افسرده سیگاری
ماندن و نادانی
چو رفیق همدیگر
و این قصه تکرار حقوق بشر
گوش من را کر می کند
دفتر شعرم خسته از نامردان است
تابلو های نقاشی هم مرده تر از
بدی افکارم
در لجن زار بودن و خاک بر سر ریختن
غصه ها در گور کردن
و صدای بلند نامردان که می گویند
حقوق بشر ؟
[ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 0:37 ] [ حمیدرضا ] [ ]
نوشته‌اي از«بیژن پوينده»

امروز بخش قابل توجهی از مردم کشورمان و ایرانیان آگاه می‌دانند که «جمهوری اسلامی» از نظر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی به ورشکستگی کامل رسیده است. این نظام ناتوان در بوجود آوردن حداقل شرایط برای شرکت شهروندان و نیروهای متنوع سیاسی در ساختمان کشوری آباد و آزاد بوده و هست. تداوم و حفظ این نظام با جنگ و بحران سازی و سرکوب گسترده ابتدایی‌ترین حقوق انسانی مردم کشورمان میسر گشته. آنچه مردم کشورمان در 32 سال گذشته از این نظام دیده اند گسترش فقر، خرافات، تظاهر، دروغ گویی، ریا بوده است.

در این شرایط میلیونها ایرانی محبور به مهاجرت شده اند. فرار مغزها در ابعاد وسیع ادامه دارد و درصد قابل توجهی از جوانان یا بیکارند و یا در اقتصاد بیمار ِ دلال‌سالار ِ نظام اسلامی به فعالیت‌های غیر مولد مشغولند. با ورشکستگی نظام ولایت فقیه، طرفداران استبداد سلطنتی که خود نقشی اساسی در تداوم فرهنگ استبدادی و درنتیجه به‌قدرت رسیدن استبداد مذهبی داشته‌اند، بسان ارواحی زنده شده، سعی در دفاع و توجیه حکومت پادشاهی دارند. در این میان عده ای حقوق‌بگیر و با استفاده از تحریفات سعی در پاک کردن حافظه تاریخی دارند.

برای جلوگیری از تکرار اشتباهات تاریخی، می‌باید با تاریخ و عملکرد نظام‌های سیاسی آشنا بود. هدف این نوشته نشان دادن شباهت‌های بنیادینِ دو نظام سیاسی استبدادی ولایت فقیه و نظام سلطنت پهلوی علیرغم برخی تفاوت‌های این دو نظام است.

شکل گیری فرهنگ در هر جامعه‌ای متاثر از روابط اقتصادی و زمینه‌های تاریخی در آن جامعه است. در کشور ما روابط اقتصادی بر اساس زندگی قبیله‌ای در برخی نقاط و تولید روستایی و روابط ارباب رعیتی و خان خانی در دیگر نقاط برای قرن‌ها وجود داشته است. در نتیجه فرهنگ غالب تحت تاثیر روابط قبیله ای و ارباب رعیتی شکل گرفته. توجه به این نکته ضروری است که شکل گیری فرهنگ و شیوه تفکر در ضمیر ناخودآگاه ما بوسیله تعلیم و تربیت خانوادگی و سپس آموزش و معیارهای دینی و اجتماعی وسنتی درونی شده و ریشه دوانده.

ازنظر سیاسی دوپایه اصلی قدرت سیاسی در جامعه ما سلطنت و روحانیت بوده اند. بطور تاریخی این دو ارگان نقش مهمي در باز تولید فرهنگ استبدادی داشته اند. در نتیجه نظام سلطنتی و نظام ولایت فقیه دارای خصوصیات مشترکی هستند.

این خصوصیات مشترک عبارتند از:
1. نفی آزادی‌های سیاسی:
یک خصوصیت فرهنگ استبدادی وجود تک صدایی و نفی چندصدایی و سرکوب نیروهای سیاسی مستقل و جدا از قدرت حاکم است. وجود آزادی‌های سیاسی از جمله آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی سازمان‌های مدنی و آزادی حق انتخاب از ابزارهای اصلی برای ساختن روابط دمکراتیک در جامعه و کنترل و پاسخگو نمودن قدرت هستند. هر جامعه پیچیده‌ای برای حل بهینه مشکلات، چالش‌ها و مسائل جدید که بطور داتم بوجود می‌آیند احتیاج به چرخش آزاد اطلاعات، وجود مطبوعات مستقل، سازمانهای مدنی و صاحب‌نظران و اندیشمندانی دارد که بتوانند در فضایی باز و قانون‌مند به بررسی و نقد و گفتگو برای حل مسائل و مشکلات بپردازند. سلطنت پهلوی و حکومت اسلامی با نفی آزادی‌های سیاسی مانع رشد سیاسی، گسترش سازمان‌های مدنی و در نتیجه باروری و خلاقیت اجتماعی و سیاسی گردیده‌اند. تک صدایی در نظام ولایت فقیه با شعار حزب فقط حزب الله و در دوران محمد رضا شاه با شعار «حزب فقط حزب رستاخیر» به جامعه تحمیل گردید. در چنین فضاهایی قدرت مطلقه پادشاه یا ولی‌فقیه حق تعیین سرنوشت ملت را نفی می‌کند.

2. وجود زندانیان سیاسی سرکوب و شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی:
نفی حقوق مدنی و سرکوب احزاب و نظرات سیاسی منجر به تنش و انواع مبارزات علیه قدرت حاکم می‌گردد. در این شرایط راه حل نظام استبدادی ساختن زندانهای سیاسی، سرکوب و شکنجه و در برخی موارد اعدام مخالفان سیاسی است. برخی طرفداران استبداد سلطنتی با مقایسه هزاران اعدام در نظام «جمهوری اسلامی» در جهت توجیه نظام استبدادی مورد علاقه خود برمی‌آیند. حال آنکه کیفیتی که مورد سوال است نه فقط تعداد زندانیان و اعدام‌های سیاسی بلکه ماهیت نظام‌هایی است که در آنان مقوله زندانی سیاسی و اعدام زندانی سیاسی وجود دارد . سوال اینجاست که چرا باید انسانها را بخاطر عقایدشان به بند کشید؟ در کدام جامعه دمکراتیک و آزادی، مقوله زندانی سیاسی و شکنجه و اعدام زندانی سیاسی وجود دارد؟

3. قانون گریزی:
در نظام های استبدادی، حکومت های مطلقه فردی و خودکامه، قانون و مفهوم قانون کم‌رنگ و بی‌رنگ می‌شود. چرا که حرف آخر را شاه یا ولی‌فقیه و یا نظامیان کودتاچی می‌زنند این موضوع چندین مشکل بوجود می‌آورد:
منطق و توجه به خواسته‌های عمومی جامعه جای خود را به خواسته‌های افراد در راس قدرت می‌دهد . زورگویی و خودکامگی بعنوان معیارهای غالب تقویت می‌شوند. فرهنگ استبدادی در ابعاد گسترده از طریق رسانه‌های عمومی و شیوه‌های تعلیم و تربیتی تقویت و بازتولید می‌شود. مسلما تعرض به حقوق انسانی و قانونی از طرف حکومت و قدرت حاکم بطور روزمره ، الگوی مثبتی برای اقشار ناآگاه در رعایت و احترام به حقوق دیگر شهروندان نخواهد ساخت. در نتیجه بی‌قانونی و عدم احترام به حقوق فردی و اجتماعی تبدیل به هنجارهای غالب می‌گردنند. یک دلیل نقض ساده‌ترین قوانین رانندگی بصورت گسترده در این نظام‌ها شاید واکنشی‌ست روانی به سرکوب‌های سیاسی و فرهنگی نظامی که برای انسانها ارزشی قاتل نیست.

4. فساد گسترده اقتصادی اداری و رانت خواری:
قانون گریزی و عدم دسترسی به اطلاعات سبب رشد فساد اقتصادی، عدم موفقیت پروژه‌های ملی، گسترش رانت‌خواری و اقتصاد دلالی می‌گردد. این عوامل در دراز مدت به بی ثباتی نظام‌های استبدادی دامن زده واین نظام‌ها را در برابر بحران‌های اقتصادی آسیب پذیرتر می‌کند.

خودکامگی در راس قدرت و عدم رعایت قانون حتی برای عوامل نظام استبدادی باعث ریزش نیروهای خودی و تشدید تضاد درون دستگاه‌های استبدادی می‌شود. عملکرد دو نظام ولایت فقیه و شاهشاهی نمونه بارزی برای این ادعاست. در این نظام‌ها دائما شاهد تقسیم مکرر نیروها و بسته شدن فزاینده دایره قدرت هستیم. در غیاب روابط دمکراتیک و احترام به قانون، فرماندهان نظامی بطور مرتب دچار انواع تصادفات و «سانحه‌های هوایی» می‌شوند و سیاست مداران قدیمی مورد غضب قرار گرفته مجبور به فرار شده و یا تبدیل به «سران فتنه» می‌شوند.

دکتر محمد مصدق رهبر جبهه ملی و مبارز راه آزادی و ملی شدن نفت بخاطر منافع بیگانگان با کودتا برکنار می‌شود. شاه بجای سلطنت حکومت می‌کند. با یک فرمان شاه یک شبه نظام چند حزبی( هر چند فرمایشی) تبدیل به نظام یک حزبی ( حزب رستاخیز) می‌گردد! در نظام اسلامی “نخست وزیر محبوب امام” و ریس مجلس آن جز سران فتنه می‌گردند. چرا که در این نظام‌ها قواعد بازی و قوانین حتی در چهارچوب قراردادی خودی‌ها نیزدائما به فرمان رهبر معظم و شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتش‌داران نقض می‌شوند.

قدرت نامحدود و غیر پاسخگو بطور اجتناب ناپذیری فاسد می‌گردد.در نتیجه عقد قراردادهای خیانت بار و غارت منابع طبیعی تبدیل به امری عادی می‌گردد. غلبه روابط فردی بر قوانین و ضوابط منطقی، ضعف مدیریت کلان در نظام‌های استبدادی را دو چندان می‌کند . ضعف مدیریت بنوبه خود در جهت هدر دادن فرصت‌ها و منابع انسانی و طبیعی تضعیف این نظام‌ها در دراز مدت عمل می‌کند.

5. هدر دادن فرصت‌ها و منابع انسانی و طبیعی بخاطر حفظ منافع و قدرت عده ای معدود.
از آغاز تثبیت «نظام مقدس اسلامی» بطور متوسط هر سال بیشتر از 100 هزار نفر با تحصیلات دانشگاهی به خاطر شرایط نامناسب و سلطه استبداد مذهبی ایران را ترک می‌کنند. 4.5 میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی می‌کنند. بسیاری دارای تخصص‌هایی باارزش هستند و در صورت وجود کشوری آزاد و دمکراتیک می‌توانستند در جهت رشد و آبادانی و حل مشکلات جامعه تلاش نمایند. بهایی که مردم کشورمان برای فرار مغزها در سال پرداخت می‌کنند، از در آمد سالیانه نفت بیشتر است. نظام‌های استبدادی از فرار مغزهای آگاه و دردسر ساز استقبال می‌کنند. شاه خطاب به روشنفکران، آزادی خواهان و مخالفین خود می‌گفت هر که می‌خواهد پاسپورتش را بگیرد و برود! چرا که دیکتاتورها کشور را ملک شخصی خود میدانند.

عدم وجود مطبوعات و گفتمان آزاد در رابطه با اولویت‌ها ی اجتماعی باعث ادامه سیاست‌های فاجعه بار و غلط می‌گردد. غرامتی که مردم ایران برای جنگ 8 ساله ( نعمتی که ارزانی خمینی و«نظام مقدسش» شد) شامل صدها هزار کشته، صد ها میلیارد دلار خسارت و عقب ماندگی کشور برای سالها بود. در دوران حکومت سلطنتی در حالی که درصد بی‌سوادی بالای 50 درصد بود و کمتر از 8 هزار کیلومتر راه آهن داشتيم، سالیانه میلیارها دلارصرف خرید تجهیزات نظامی می‌شد. قرار بود ایران تبدیل به ششمین قدرت نظامی دنیا شود!

6. گسترش فقر بیکاری و نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی:
فساد و بی قانونی، روابط ناسالم قدرت و باند بازی باعث نابسامانی اقتصادی می‌گردد. قربانیان استبداد در این مرحله شامل اکثریت ملت خصوصا اقشار زحمت‌کش و حقوق بگیر می‌گردد. در کشورمان علیرغم درآمدهای میلیاردی نفتی ثروت در دست اقشار معدودی متمرکز می‌گردد. در زمان شاه دربار و وابستگان شاه درآمدهای بی‌حساب داشتند و در نظام ولایت فقیه فرماندهان سپاه و بخشی از روحانیون اقتصاد کشورمان را کنترل می‌کنند. در واپسین سالهای نظام سلطنتی و در«آستانه رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ» اطراف اکثر شهرهای بزرگ با پدیده زاغه نشینی و شکل گیری حلبی‌آبادها و زورآبادها و مفت‌آبادها روبرو بودیم. امروز نیز با درآمد سالیانه 70 میلیارد دلاری نفتی بیش از 40 درصد از هموطنان ما زیر خط فقر زندگی می‌کنند! درصد قابل توجهی از جوانان بیکارند. در هر دونظام با پدیده فروش اعضا بدن از جمله کلیه روبرو بوده و هستیم. با استبداد عدالت اجتماعی نیز نفی می‌گردد و شعارهای پوچ جای خود را به واقعیت غمگین کودکان خیابانی و کودکانی می‌دهد که در کوره پزخانه‌ها کار می‌کنند . کارگرانی که در فقر زندگی می‌کنند و کوچکترین اعتراضاتشان با سرکوب شدید کسانی روبرو می‌شود که دم از دفاع از محرومین می‌زنند.

7. سانسور نفی آزادی بیان و روشنفکر ستیزی و سنت‌گرایی:
یکی از مهمترین پیش شرطهای سلامت و رشد فرهنگی جوامع درجه آزادی بیان و عقیده و عدم وجود سانسور است. بزرگترین سرمایه هر جامعه ای شهروندان آگاه ومستولیت پذیری است که به حقوق خود و دیگران آگاهند. پیش شرط داشتن جامعه‌ای باز و پویا گردش آزاد اطلاعات، آگاهی شهروندان از مسایل و مشکلاتی است که در هر جامعه‌ای وجود دارند. انسانهای آگاه با نقد و بررسی موضوعات اجتماعی و فرهنگی می‌توانند در رفع مشکلات و رشد اجتماعی بکوشند.

نظام‌های استبدادی از گردش آزاد اطلاعات و شهروندان آگاه و متشکل وحشت دارند. در نتیجه در جهت کنترل اخبار و اطلاعات و محدود کردن آگاهی شهروندان تلاش می‌کنند. بزرگترین اقشار مخالف استبداد روشنفکران و دانشجویان هستند. در این زمینه نیز نظام پهلوی و نظام ولایت فقیه عملکرد مشابهی داشته‌اند. جنبش های دانشجویی در برابر استبداد سلطنتی و استبداد مذهبی تلاشهای گسترده ای را سازمان داده اند و هر دو نظام سابقه‌ای ننگین در جهت سرکوب این جنبش‌ها داشته و دارند. 16 آذر و 18 تیر تنها دو روز از نمادهایی ماندگار از فعالیت‌های آزادی خواهانه و عدالت طلبانه دانشجویان در برابر استبداد پهلوی و استبداد مذهبی هستند. شعبان بی مخ ها و ده نمکی‌ها و چماقداران «هدیه‌های» نظام‌های استبدادی به روشنفکران و دانشجویان هستند.

علیرغم ادعاهای طرفداران نظام سلطنتی، استبداد سلطنتی همانند نظام اسلامی نه تنها مروج مدرنیسم نبود، بلکه مدافع معیارهای سنتی و از نظر ایدتولوژیک جزم‌گر بوده است. چرا که مدرنیزم در رابطه با تفکر انتقادی و نقد قدرت، از جمله قدرت مطلقه کلیسا و پادشاهان و در ارتباط و در ادامه دوران روشنگری شکل گرفت. مدرنیزم را در مرحله اول باید در شیوه تفکر و روابط اجتماعی و ساختارهای سیاسی مدرن از جمله سازمان‌های متنوع مدنی، آزادی عقیده و آزادی نقد، نفی شخصیت پرستی و رشد فرهنگ چند صدایی در جامعه جستجو کرد. و نه صرفا در تقلید و مصرف گرایی اجناس غربی. نظامی که قدرت مطلقه پادشاهش را موهبتی الهی می‌داند که از طرف خدا به مردم تفویض شده! نظامی که مبلغ تک صدایی و نفی تفکر انتقادی است و در سانسور عقاید و کتاب دستگاهی عریض و طویل راه می‌اندازد چگونه میتواند نظامی مدرن باشد؟ آیا اینکه در آستانه‌های رسیدن به «دروازه‌های تمدن بزرگ» و بعد از 50 سال سلطنت پهلوی اقشار قابل توجهی از مردم عکس آقا را در ماه دیدند دلیلی بر سطحی بودن درک از مدرنیزم و پوچی ادعای مدرنیته در نظام سلطنتی نیست؟ چگونه بعد از 50 سال سلطنت و مدرنیزم پبش از 50 درصد از جمعیت کشور بی سواد باقی می‌مانند؟

8. سیاست خارجی بر ضد منافع ملی:
نظام های استبدادی پایه مردمی ندارند. در نتیجه اگر دست نشانده بیگانگان هم نباشند در روندی برای حفظ خود در برابر ملت حاضر به فروختن و حراج کردن ثروت های ملی و دخالت های بی‌مورد و گاه بحران‌سازی در جهت انحراف افکار عمومی می‌شوند. نظام جهل و جنایت ولایت فقیه در این مورد سابقه اسفناکی دارد. از کاستن سهم ایران در دریای خرز تا برباد دادن قراردادهای نفت و گازی و یا ناتوانی در توسعه یکی از بزرگترین ثروت های ملی ( توسعه میدان گازی پارس جنوبی) تا حمایت از گروه‌های بنیادگرا و ضد دمکراتیک. سابقه نظام پهلوی نیزشامل بر باد دادن ثروت های نفتی و بزرگترین خریدهای تسلیحاتی نا متعارف در جهت منافع شرکت های اسلحه سازی بوده است ( همان کاری که عربستان در حال حاضر انجام میدهد). همچنین فرستادن نیرو به ظفار و… نقش ژاندارمی منطقه برای برای منافع بیگانگان از دیگر دستاوردهای «سیاست مستقل ملی» در زمان محمد رضا پهلوی است. واگذاری بحرین تحت عنوان «رفراندم» از دیگر عملکردهای سوال برانگیز دوران پهلوی است.

9. توسعه نا همگون مناطق و ستم مضاعف مذهبی ملیتی:
نظامهای استبدادی تمرکزگرا هستند. این نظام‌ها با دستاویزهای قوم‌گرایی (شونیسم) و یا ایدلولوژی مذهبی مروج انواع تبعیضات و نابرابری و بی‌عدالتی در حق اقلیت‌ها اقوام و ملیت‌های ایرانی بوده و هستند. در این نظام‌ها اقوام مختلف از حق تحصیل به زبان مادری خود در کنار یاد گیری زبان پارسی محروم هستند. از این زاویه نیز دو نظام استبدادی پهلوی و اسلامی عملکردی مشابه دارند. کافیست به فقر و عقب ماندگی اقتصادی هموطنان‌مان در کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان و. .. توجه. کنیم تا به عمق تبعیضات و بی‌عدالتی این نظام‌ها پی ببریم. این نظامها با مردم خود بیگانه هستند. معیارهای دمکراتیک در سیاست های آنان جایی ندارد. در نتیجه به جای واگذاری تصميم گيری‌ها ی محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل در صدد کنترل و سرکوب خواسته و برخی حقوق ابتدایی این هموطنان‌مان هستند. این نظامها مانع از رشد موزون مناطق مختلف کشورمان شده و زمينه را برای تقویت تنش های قومی افزایش می‌دهند. تفکر استبدادی قادر به درک این واقعیت نیست که تنوع فرهنگی، قومی و زبانی باعث افتخار و همبستگی ملی همه ايرانيان خواهد بود. در مورد نظام جهل و جنایت دامنه تبعیضات مذهبی بخاطر خصوصیات ذهتی عقب مانده سران نظام ابعادی وحشتناک بخود گرفته و هموطنان مسیحی و سنی و زرتشتی و خصوصا و هموطنان بهایی از ستمی مضاعف در این مورد رنج می‌برند.

10. استبداد و ترس، سرکوب جنبش های مدنی و بی ثباتی نظامهای استبدادی :
هر دو نظام اسلامی و سلطنتی با رشد اعتراضات مدنی دست به کشتار و قتل معترضان و شهروندان زدند. صد ها و شاید هزاران نفر در اعتراضات عمومی سالهای 56 و 57 بوسیله مزدوران حکومت نظامی به رگبار بسته شدند. آمار حداقلی از کشتار معترضین در این دو سال بیشتر از 3000 نفر بر اساس تخمین‌های محافظه‌کارانه منابع غربی است. نظام ولایت فقیه نیز در موارد متعدد از ابتدای بقدرت رسیدن اقدام به کشتار هموطنان ما در بسیاری از نقاط کشورمان کرده. در این نظام‌ها تعداد دقیق قربانیان وحشی گری‌های نظامیان به‌سختی مشخص می‌شود. برای مثال هنوز آمار دقیقی از تعداد جان‌باخته‌گان در اعتراضات سال 88 در دست نیست! هیچ نظام دمکراتیک و متمدنی شهروندان بی‌سلاح را بخاطر اعتراضات خیابانی بصورت گروهی به قتل نمی‌رساند.

اگرچه ساختن زندان برای مخالفان سیاسی و آزادی خواهان، استفاده از انواع شکنجه، اعدام و سرکوب فیزیکی اعتراضات مدنی از ابزارهای مهم نظامهای استبدادی برای بقا هستند؛ اما یکی از مهمترین ابزارهای سرکوب در نظام‌های استبدادی استفاده از سلاح ترس است. ترس مفهومی بنیادین و کلیدی در حفظ ساختار قدرت‌های سرکوبگر دارد. این مفهوم فقط به سرکوب فیزیکی محدود نمی‌شود.

کسانی که در زمان شاه زندگی کرده‌اند بیاد دارند که برخی، حتی در مهمانی‌های خصوصی، هنگام صحبت درباره او از ترس صدای خود را پایین می‌آوردند. معمولا نظام‌های استبدادی سعی در بزرگ نمایی قدرت سرکوب خود نیز دارند. برای مثال ادعا می‌شود که نیروی بسیج 20 میلیونی است، پاسدار احمدی مقدم ادعا میکرد که نظام «جمهوری اسلامی» قادر به کنترل و بررسی ایمیل میلیونها کاربر اینترنتی است! در زمان شاه ادعا می‌شد که میلیون‌ها نفر برای ساواک کار می‌کنند! این شایعات، گاه از جانب دستگاه‌های امنیتی پلیسی و گاه از طرف افراد ناآگاه تقویت و پخش می‌گردنند و به نوبه خود به تقویت احساس ترس از نظام یاری می‌رسانند.

اما استفاده از سلاح ترس نیز ابزار قابل اطمینانی در دراز مدت نیست. در این مورد نیز نظام‌های استبدادی در نهایت دچار مشکل می‌شوند. چرا که با تداوم سرکوب و نفی حقوق مدنی و بی عدالتی‌های اجتماعی و اقتصادی زمینه اعتراضات همیشه وجود داشته و جنبش‌های اجتماعی شکل می‌گیرند. یکی از خصوصیات پایه‌ای رشد جنبش‌های مدنی ریختن ترس و رشد اعتماد به نفس اقشار گسترده در تلاش‌هایشان برای حق تعیین سرنوشت و مبارزه با نظا م سلطه‌گر است.

نظام‌های استبدادی بخاطر نوع رابطه‌ای که با اکثریت جامعه بوجود می‌آورند. از اساس بی‌ثبات هستند. رابطه‌ای که بر اساس زورگویی و تمامیت‌خواهی عده‌ای معدود و نقض گسترده حقوق انسانی اقشار گسترده شکل می‌گیرد. ناتوانی ماهوی این‌گونه نظام‌ها برای حل مشکلات اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای اقشار مختلف در عمل زمینه ساز شرایطی ناپایدار می‌گردد. بی دلیل نیست که عمر این گونه حکومت‌ها بسیار کوتاه است.

بر این اساس دیگر شباهت بنیادین نظام ولایت مظلقه فقیه با نظام سلطنتی اجتناب‌ناپذیر بودن سرنگونی این نظام خواهد بود. آینده این گمان را ثابت خواهد کرد. باشد که ایرانیان دمکرات و آزادی خواه بتوانند با داشتن برنامه‌ای شفاف، سازماندهی موثر و اتحادی قدرتمند گامی جدی در جهت تحول دمکراتیک در کشورمان بردارند.

[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 2:18 ] [ حمیدرضا ] [ ]
این موضع گیری عجیب نابود. تابستان ۸۸ که دادگاه را دیدم حدس هایی میزدم که این آقای به اصطلاح اصلاح طلب و بعضی‌ از دوستانشون چه گرگ هایی هستند در لباسِ میش. من بر عکس خیلی‌ از دوستان از این ماجرا خوشحال شدم. چرا از اون زاویه به این اتفاق نگاه نمیکنید؟ رژیم در قبالِ سوریه و لبنان و عراق شکست خورده است.پایگاه های‌ خودش رو یکی‌ یکی‌ تخلیه می‌کند.در عرصهٔ بین‌المللی به شدت تضعیف شده.در عرصهٔ داخلی‌ جنگ بر سرِ قدرت منجر به نابود کردن بسیاری از مهره‌هایشان شده است.از تنها چیزی که وحشت دارند جنبش و سرانِ آن می‌باشد. به نظرِ من این آقایون ( امسالِ کواکبیان و ابطحی و .. ) مهره‌ها و نفوذی های‌ خود رژیم بودند که برای استفاده از روز مبادا بکار گرفته شوند. این قدرت و عمقِ نفوذِ یک جنبش را می‌رساند که یک حکومت را مجبور به سوزاندن و قربانی کردن مهره‌ها خود می‌کند. پیامد‌ها این ماجرا برای حاکمیت بسیار گران تمام خواهد شد به دلیلِ اینکه تیر خلاصی بود بر پیکر اصلاحات و از همه مهمتر اینکه با این حرفها تنها چیزی که عاید حاکمیت میشود خشمِ بیشترِ مردم می‌باشد. این اتفاق به سکولاریسمِ سبز قدرت و وجهه دو چندان خواهد داد و در عرصهٔ بین‌الملل نیز این حاصل خواهد شد.
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ] [ 18:44 ] [ حمیدرضا ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

تبادل لینک

فروش بک لینک